چه روزهایی را میگذرانم...

خرید بک لینک

بالاخره زمان موعود رسید و من نه برای حق خواهی از مصیبتهایی که کشیدم و نه برای تمام دردهایی که متحمل شدم تنها برای تو ایستادم در محضر دادگاه و از حقوق هزاران کودکی دفاع کردم که همچون تو پرپر شدند.خداوند نیرویی به من داد که توانستم دفاعی از تو کنم که حاضرین تنها یک سوال پرسیدند:خانم آیا شما پزشکید؟چگونه به این مطالب حرفه ای و تخصصی اینگونه واقفید؟

و من جواب دادم:خیر من یک مادرم.و صدای همه کودکانی هستم که قربانی شده اند ولی مادرانشان اینجا نیستند تا از آنها دفاع کتتد.

و همه چیز چه خوب پیش رفت .آنقدر خوب که صبح دیروز به من ، به مادرت یک تلفن شد. و در کمال ناباوری کسی که مرا از وجودت بی بهره کرد و دلم را تا ابد غمدار. به من پیشنهاد پول و مذاکره و ...کرد تا از تو بگذرم.از فرزندم بگذرم.از شکایتم بگذرم.و من باز هم فریاد برآوردم مانند تمام این روزها که تا آخر ایستاده ام نه تهدید فایده دارد نه تطمیع.و قسم به تمام پاکیت که تا انتها ایستاده ام .

و منتظر رای دادگاه...رای هر چه که باشد من تو را و خودم را به او سپرده ام...

سلام سلام و سلام...

ما را در سایت سلام سلام و سلام دنبال می‌کنید

برچسب: روزهایی,میگذرانم, نویسنده: بازدید: 262 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 4:56

صفحه بندی